سلام... همه ی ما تو هر سنی که هستیم فکر می کنیم یا این باور رو داریم که در وضعیت فعلیمون در فکر کردن و تحلیل اتفاقات و تصمیم گیری و خلاصه هر اونچه که به تجربه و اراده ی ما بستگی داره بسیار خوب عمل می کنیم و خودمون رو کامل می دونیم( تعارف رو کنار بذاریم...موارد خاص از جمله اتقاد پذیری و تغییرات رفتاری رو استثنا هستند...)و در همین وضعیت هم خیال می کنیم که تازه چند ساله از اطراف و محیط پیرامون اگاهی پیدا کردیم و می دونیم که داریم چه می کنیم ( شاید این چند خط فقط و فقط نظر شخصیه منه که بخاطر شرایط سنی ام دارم....شاید هم دارم طرز فکر فعلیم رو لو میدم...یاد دیالوگ باران کوثری تو فیلم خون بازی می افتم:اگه عقل الانم رو اون موقع داشتم....می دونستم چی کار کنم!!!) این رو مطرح کردم تا به موضوع این پست رو که کاملا متفاوت از مقدمه ی اونه شروع کنم. تو این چند سالی که به قول خودم تازه سر عقل اومدم و می فهمم که دارم چی کار می کنم به این نتیجه رسیدم که: من رابط اجتماعی نسبتا خوبی دارم و با همه جور آدمی زود ارتباط برقرار می کنم (همون طور که می دونید ارتباط برقرار کردن رو با دوست شدن یکی نیستن....) اما وقتی این ارتباطات صمیمی تر می شه و یک رابطه ی دوستانه در حال شکل گیری معمولا اتفاقاتی برای من پیش میاد که سعی می کنم بدون تنش این صمیمیت رو کم کنم و به همون دوری و دوستی اکتفا کنم...مگر در مواردی که این دوستی شکل می گیره و می مونه.... به خودم می قبولوندم که اشکال از رفتار سخت گیرانه ی منه....و این منم که با دیگرون نمی سازم... ولی متوجه این نتیجه ی مهم شدم: همه ی آدم ها حریم خصوصی دو لا یه ای دارند... 1- حریمی که در اقکار و رویا های ماست و شاید هیچ وقت برای کسی از اون ها نگیم و این موارد همیشه مثل یه راز بین خودمون و خودمون می مونه. 2- حریم خصوصی که شاید بعد از صمیمی شدن و کنار رفتن بعضی خطوط قرمز وتعارفات دیگه مثل حریم عمومی بین ما و دوستمون می شه....وشامل رفتار ها و گفتار ها و افکار و همچنین بعضی اتفاقات می شه که شاید دونستنشون برای دوست صمیمیمون خیلی هم غیر عادی نیست. و این نوع حریم خصوصی همون حریمیه که من سعی می کنم در ارتباط با خیلی از آشنایان یا همون کسانی که باهاشون سلام علیک داریم از اون دوری کنم. می ترسم..یا بهتره بگم که نگرانم از این که تو این محیط رفتاری ببینم که با اون معروف ها و منکر هایی که در ذهن دارم انحراف معیار زیادی داشته باشه . و این دقیقا همون چیزیه که باعث میشه من سریع نسبت به فرد مقابل جبهه گیری کنم و هر موضوع کوچیکی ممکنه باعث بروز تنش بشه.و این همون درگیری و پایان بد یه رابطه است.که همون طور که گفتم سعی می کنم بدون هیچ دلخوری به این خاتمه قائله داده بشه!! خوب مسلما اون چیزی که بر همه واضح و مبرهن است اینه که هیچ دو آدمی با سلیقه و نظرات کاملا یکسان پیدا نمیشه.پس تو هر رابطه و تو هر به اشتراک گذاشتن حریم خصوصی ممکنه یه سری تضاد و اختلاف پیش میاد. حالا من موندم و انتخاب یکی از این دو گزینه:صمیمیت یا دوری و دوستی... حالا می مونه این موضوع که ما باید در انتخاب دوست دقت کنیم و انتخاب دوست خوب یعنی اینکه این به اشتراک گذاشتن حریم به نفع هر دو طرف هست یا نه.... و باز هم مشکل بالا که اگه جواب این سوال نه باشه چه باید بکنیم..... اکثر ادما سعی می کنن گزینه ی سوم رو انتخاب کنن....یعنی دوستی و چشم بستن به روی تفاوت ها....ولی من نمی تونم..... پس بالاخره مشکل چیه؟ منم باید مثل بقیه چشمام رو ببندم و.....؟ اگه از چیزی خوشم نیاد که نمی تونم باهاش کنار بیام.....
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:56 توسط مهدی |
سلام....
اول از همه به خاطر تاخیرم عذر میخوام.....ولی جدا سرم شلوغ بود. الان که دارم این مطلب رو می نویسم هنوز ۲۴ ساعت از آخرین امتحانم نمی گذره و به قول معروف هنوز جوهر خودکار رو پاسخ نامه ام خشک نشده..... ولی خوب.....اگه خدا بخواد و عمری باشه تصمیم دارم تو این اوقات نسبتا فراغتی که در پیش روست با یه سری مطالب و ناگفته های جدید و همینطور تغییرات جدید وبلاگ " فقط نگاه می کنم " رو وارد جریان تازه ای از وبلاگ نویسی کنم.... تغییرات رو از ظاهر وبلاگ شروع کردم....در مورد قالب وبلاگ( تصویر بالای قالب)..شاید خیلی حرفه ای یا اصلا حرفه ای نباشه...ولی حداقلش اینکه حاصل دست رنج خودمه...دنباله یه قالب جدید بودم ولی هیچکدوم مثل این تو دل برو نبود.....علت اینکه رنگ اصلی قالب وبلاگ مشکیه اینه که با این رنگ راحت ترم و فکر می کنم اینجوری بهتر هم باشه(به قول پدرم که روزش پیشاپیش مبارک باشه :سفیدی بر سیاهی نقش بندد...یا شاید هم بر عکس(حالا گیریم که بر عکس...دلت پاک باشه)). موسیقی جدید وبلاگ هم قطعه ای از آلبوم مازیاره که اسمش " مجنون لیلیه " و در فیلمی به همین نام ( با بازی گلرضا محمدزار و شاکر الناز دوست) هم به عنوان قسمتی از موسیقی فیلم انتخاب شده. انشا الله که مطالب جدید هم نسبت به قبل بهتر باشه و بدرد بخور تر.....(دینگ دینگ یا همون هر روز بهتر از دیروز).... فعلا....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:27 توسط مهدی |
سلام....
امان از این مرد ها.....امان.....

برای اینکه این کاریکاتور دارای حقوق ناشر و طراحه باید بگم که مربوط می شه به کتاب مترو ( ته خط...) و طرحی از ساسان مقدم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 21:18 توسط مهدی |